امروز:
یادگاران
سه تا تیپ درست کرده بود؛ کربلا، امام حسین، عاشورا و چند گردان مستقل. پشت بی سیم به رمز می گفت "کربلا! امام حسین اومد؟ عاشورا! اما حسین تنهاست." برای جا به جایی نیروها از منطقه ی آهودشت به گرم دشت می گفت "آهو ها رو بفرستین اون جایی که هواش گرمه." نیروی کارکشته که می خواست، می گفت "کنسرو پخته بفرستین، نه خام."
یادگاران شهید حسن باقری
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 آذر1388 توسط حسين
[
]
گنبد
گنبد خیلی بهتر از علی آباد کتوله میشه گفت در برابرش بهشته ...
پ.ن: جواب آقایان: علی تغوی و رضاتغوی:
دعوا میافتم که هیچ میکشمتون
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 آذر1388 توسط حسين
[
]
علی آباد کتول
علی آباد کتول هم شهر شد....
پ.ن: کتول یعنی جای بلند، برآمدگی
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 آبان1388 توسط حسين
[
]
راز
به راستی چه رازیست در پس رگبرگ های پر شمار یک درخت ؟؟
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 آبان1388 توسط حسين
[
]
ابرک من
این روزها چقدر خورشید زیاد است !
کمی آن طرف تر ،
ابرک من ...
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 آبان1388 توسط حسين
[
]
احساس !
هادی میگه:
زنها موجودات احساساتی هستند که اصلا احساس ندارن !
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 مهر1388 توسط حسين
[
]
شرمنده نامه
وقتی سردرد داری
از نور هم بیزار می شوی
هممم....
وقتی روح درد داری
از عشق هم بیزار می شوی
از نور هم بیزار می شوی
هممم....
وقتی روح درد داری
از عشق هم بیزار می شوی
پ.ن: من سرم درد میکند
+ نوشته شده در
جمعه 24 مهر1388 توسط حسين